مای رهبر

مشخصات بلاگ
مای رهبر


عاشق شهادتیم دعا کنید برای ما

ما را به اطااعت از ولی زاده اند
با مهر علی شیر محبت داده اند
ما عاشقیم و با مهر حجت خدا مارا
درس عاشقی با حب علی داده اند

شاعر: کربلایی نادر توحیدی کریمی

انشاء الله جزء مطیعین ولایت همراه با
معرفت و بصیرت باشیم

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

خورشید اینجا تابید و رفت

يكشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۳۲ ب.ظ

روزی بعد ازملاقات آقا با آیت الله بهاءالدینی از ایشان میپرسند که آیا دیروز مقام معظم رهبری به اینجا امده بود  ایشان در جواب میفرمایند که بله چند دقیقه پیش

خورشید اینجا تابید و رفت، او چون خورشید دارای خیر و برکات است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روزی اقا به بیت حضرت آیت الله بهاءالدینی میروند آقای بهاءالدینی میفرمایند که :«خورشید لحظه ای تابید ورفت».زمانی برای امظای قائم مقامی آقای منتظری برای رهبری خدمت آیت الله بهاءالدینی میرسند، ایشان امضا نمیکنند . هرچه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انکار ،تا آنکه خود آقای منتظری خدمت ایشان میرسد و تمام کتاب هایی را کع درباره ولایت فقیه نوشته شده است جلوی روی آقای بهاءالدینی میچیند .آیتالله بهاء الدینی تمام کتاب ها را جمع میکند و میگوید ولایت فقیه نوشتنی نیست فهمیدنی است .بعد که از ایشان میپرسند آقا چرا آقای منتظری را تاییدنکردید،مگر شخص دیگری هم میتواند ؟میفرمایند نظر ما سید علی خامنه ای است .آقای بهاءالدینی فرموده اند«البته هیچ کس حاج آقا روح الله نمیشود ولی آقا سید علی خامنه ای  حقیقت ولایت فقیه هستند و رهبر از همه به امام نزدیک ترند کسی که ما به او امید داریم ، آقای خامنه ای است .شما از ما قبول نمیکنید ، ولی این دید ماست ، نزد ما محرز است آقا سید علی خامنه ای رهبر آینده است»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از روز ها که حضرت آقا تشریف برده بودند جمکران ، حدود ساعت دو شب به آیت الله بهاء الدینی خبر میدهند که اقا بعد از نماز می خواهند تشریف بیاورند به منزل شما ، تیم حفاظت ساعت چهار صبح برای اماده کردن شرایط منزل ایشان میروند که متوجه میشوند اقای بهائ الدینی پیرمرد نود ساله جلوی در خانه ایستاده اند . میگویند اقا چرا با این کهولت سن اینجا تشریف دارید؟ ایشان میفرمایند : برای دیدن رهبر بزرگ انقلاب ،من از همان ساعتی که شما زنگ زدید جلوی در ایستاده ام

  • علی الهی

نظرات  (۱)

مجموعه قالب های زیبای بلاگ بیان »         http://goo.gl/qmxoRX
منتظر حضور شما هستیم !
فانوس تم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی