مای رهبر

مشخصات بلاگ
مای رهبر


عاشق شهادتیم دعا کنید برای ما

ما را به اطااعت از ولی زاده اند
با مهر علی شیر محبت داده اند
ما عاشقیم و با مهر حجت خدا مارا
درس عاشقی با حب علی داده اند

شاعر: کربلایی نادر توحیدی کریمی

انشاء الله جزء مطیعین ولایت همراه با
معرفت و بصیرت باشیم

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/33249/B/13950314_10333249.jpg



بسم الله الرحمن الرحیم

از آنجا که خیلی وقت بود آقا را ندیده بودیم برای دیدن روی یار شب حرکت کردیم از قم و به سمت حرم مطهر امام  رهسپار شدیم

شب حول وحوش ساعت یک ونیم بود که به حرم رسیدیم پس از بازرسی وارد فضای حرم شدیم و در آنجا انواع مختلف مردم را مشاهده کردیم که همه به عشق مقام معظم رهبری به این جا آمده بودند البته بودند بعضی که قصد های دیگری داشتند  ولی باز هم آمده بودند در آنجا میشد به راحتی فهمید که این مردم آنجور هم که ما فکر میکنیم نیست هر جوری هم که باشند باز هم دلشان برای انقلاب ورهبرشان که باز بر می گردد به امام زمان میتپد این را از آن جا میشد فهمید که از اقشار مختلف مردم آمده بودند آن هم از چه فاصله های دوری که ما خود خجالت کشیدیم که از قم آمدیم عشایری را دیدیم که با عشق از کهگلویه وبویر احمد آمده بودند و  یا پیر مرد هایی که با عشق به آن جا آمده بودندو در آن شلوغی جمعیت منتظر بودند تا به داخل حرم بروند

وقتی که ما به آن جا رسیدیم مردم زیادی را دیدیم که در سالن کنار دستشویی های حرم امام خوابیده بودند منتظر تا اذان صبح شود و به داخل بروند

که واقعا صحنه ای تاسف انگیز بود برای من و دیگران

از یک طرف آن قدر پول دارند که قصر بسازند و ازطرفی دیگر یک حسینیه ای یا سالنی برای خواب مردم تدارک نمی بینند

 ومردمی دیگر را میدیدیم که در صف فلافل چهار قرص که به قیمت 3000 تومان بود و حتی یک ایستگاه صلواتی هم یافت نمیشد و بعضی ها دم از یک توطئه میزدند که می خواهند با این کارها جمعیت را برای سال های بعدی کم کنند

بالاخره وقت ورود به فضای حرم شد و هل دادن مردمی که با عشق آمده بودند ولی همکاری با سپاهی ها نمیکردند و انگار میخواستند خرمشهر را آزاد کنند و هم هل میدهند و داغدو فریاد بچه ه های سپاه ولی امر  این میان فقط چند نفری با آن ها همکاری میکردند و زنجیر تشکیل میدادند و ...

ولی مردم میخواستند که هرجور شده تو بروند و از یک طرف هم بچه های سپاه راه نمیدادند تا نظم را رعایت کنند و ناگهان با یک هلی مواجه شدیم که داشت کیت های بازرسی را تکان میداد و به عقب میبرد که سپاهی ها کنترل میکردند

در اینجا مردم بعضی ها شاد وبعضی دیگر خسته و حتی گاها عصبانی بودند در این فشار جمعیت ناگهان دیدیم فشار خیلی بالا رفت و عشایر از عقب حمله کرده وبه جلو آمدند

از  شعار های مختلف مردم برایتان بگویم مثلا وقتی گفتند مرگ بر ضد ولایت فقیه سپاهیه هم جواب خوبی داد و گفت اگر میخواهید ضد ولایت فقیه نباشید هل ندید

در این میان پیر مردی به یاد نماز اول وقت افتاد  شروع به داد زدن کرد و خلاصه یک بیست دقیقه ای پشت در ماندیم تا ما را راه دادند

و بدو به سمت جلو حرکت کردیم نماز خواندیم و جای خود را پیدا کردیم

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/33249/B/13950314_7333249.jpg

اندکی در انجا نشسته و دراز کشیده خوابیدیم تا برنامه ها شروع شود در این میان هم داستان های مختلفی داشتیم از شعار ها و  دعوا بین لیدر ها و هجوم مردم و به هم زدن صحبت های آقای خمینی طبق روال هر ساله آخر درست است که ما با ایشان مشکلاتی شاید داشته باشیم ولی وقتی مقام معظم رهبری زاضی نیست نکنید این کار ها را  و بعدش از مداحان گرامی بهره مند شدیم وحال شده بود وقت دیدار یار که دل ها همه میتپید تا یارشان راببینندو...

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/33249/B/13950314_9033249.jpg


این شعارهای مردم بود که فضای حرم را به لرزه در می آورد  و این که مردم ساکت نمی شدند و آقا هم صحبت هایشان را شروع کرده اند

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/33249/B/13950314_0533249.jpg


اندکی گذشت تا بالاخره مردم ساکت شدند و توانستیم صحبت های آقا را بشنویم ولی در این بین یک انتقادی که وارد است این است که نباید در هر لحظه هر شعاری را بدهند و هرجایی تکبیر بگویند

از بحثمان خارج نشویم وبرویم سراغ حاشیه های بعد سخنان آقا که بحث گرفتن امانات بود که اصلا با سرعت انجام نمیشد وبدون هیچ نظمی و کلی مردم در آنجا معطل شدند و خود امانت دارها هم گویی تو باغ نبودند  نمی دانستند دارند چه میکنند مثلا امانت خودم بعد از تحویل کارت امانت ده دقیقه ای طول کشید تا به دستم برسد


وباز هم در پایان درود می فرستم بر تمام مردمی که با عشق برای دیدن یارشان آمدند

و از مسؤلان هم عاجزانه تقاضا داریم جلوی بعضی از اتفاقات گرفته شود

 وخلاصه ما برگشتیم


پایان

  • ۹۵/۰۳/۲۲
  • علی الهی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی